علائم ظهور از لسان امام صادق (ع) تقدیم شما:
علائم اصلی (حتمی و غیر حتمی) ظهور به صورت تیتر وار:
1. خروج سفیانی
2. خسف در بیداء
3. خروج یمانی
4. قتل نفس زکیه
5. صیحه آسمانی
6. خروج دجال
7. درآمدن پرچم های سیاه از خراسان
8. خسوف و کسوف
9. فراگیر شدن جهان از ظلم و جور
10. زمینه سازان
11. باران های پیاپی
12. جنگ های خونین
13. طلوع خورشید از مغرب
حضرت امام صادق عليه السلام به يكى از يارانش فرمود:
1. هرگاه ديدى : حق بميرد و طرفدارنش نابود شوند.
2. و ديدى كه : ظلم همه جا را گرفته .
3. و ديدى كه : قرآن فرسوده شده و درست معنى نمى شود.
4. و ديدى كه : دين همچون ظرف تو خالى ، و بى محتوا شده است .
5. و ديدى كه : طرفداران حق بر طرفداران باطل فائق شده اند.
6. و ديدى كه : كارهاى بد آشكار شده و از آن نهى نمى شود و بدكاران بازخواست نمى شوند.
7. و ديدى كه : چنان فسق و فجور آشكار شده كه مردان به مردان و زنان به زنان اكتفاء مى كنند.
8. و ديدى كه : افراد با ايمان سكوت كرده و سخنشان را نمى پذيرند.
9. و ديدى كه : شخص بدكار، دروغ گويد، و كسى دروغ و نسبت نارواى او را رد نمى كند.
10. و ديدى بچه ها، بزرگان را تحقير كنند.
11. و ديدى كه : قطع پيوند خويشاوندى شود.
12. و ديدى كه : بدكار را ستايش كنند و او شاد شود و سخن بدش به او برنگردد.
13. و ديدى نوجوانان پسر، همان كنند كه زنان مى كنند.
14. و ديدى كه : زنان با زنان ازدواج نمايند.
15. و ديدى كه : مداحى دروغين از اشخاص ، زياد شود.
16. و ديدى كه : انسانها اموال خود را در غير اطاعت خدا مصرف مى كنند و كسى مانع نمى شود.
17. و ديدى كه : افراد با ديدن كار و تلاش نامناسب مؤمنين ، به خدا پناه مى برند.
18. و ديدى كه : همسايه به همسايه خود اذيت مى كند و از آن جلوگيرى نمى شود.
19. و ديدى كه : كافر به خاطر سختى مؤمن ، شاد است .
20. و ديدى كه : شراب را آشكارا مى آشامند و براى نوشيدن آن كنار هم مى نشينند و از خداوند متعال نمى ترسند.
21. و ديدى : كسى كه امر به معروف مى كند خوار و ذليل است .
22. و ديدى آدم بدكار در آنچه آن را خدا دوست ندارد، نيرومند و مورد ستايش است .
23. و ديدى راه نيك بسته و راه بد باز است .
24. و ديدى خانه كعبه تعطيل شده ، و به تعطيلى آن استوار داده مى شود.
25. و ديدى كه : انسان به زبان مى گويد ولى عمل نمى كند.
26. و ديدى كه : مردان از مردان و زنان از زنان لذت مى برند، (يا مردان خود را براى مردان ، و زنان خود را زنان فربه مى كنند(
27. و ديدى كه : زندگى مرد از راه لواط و زندگى زن از راه زنا تاءمين مى شود.
28. و ديدى كه : زنان همچون مردان براى خود مجالس (نامشروع ) تشكيل مى دهند.
29. و ديدى كه : زن براى زنا با مردان، با شوهر خود همكارى كمك مى كنند.
30. و ديدى كه : بيشترين مردم و بهترين خانه ها كه زنان را بر بدكارى كمك مى كنند.
31. و ديدى كه : مؤمن ، خوار و ذليل شمرده شود.
32. و ديدى كه : بدعت و زنا آشكار شود.
33. و ديدى مردم به شهادت ناحق اعتماد كنند.
34. و ديدى كه : حلال ، حرام شود و حرام ، حلال گردد.
35. و ديدى كه : دين براساس ميل اشخاص معنى شود و كتاب خدا و احكامش تعطيل گردد.
36. و ديدى كه : جرئت بر گناه آشكار شود، و ديگر كسى براى انجام آن منتظر تاريكى شب نگردد.
37. و ديدى مؤمن نتواند نهى از منكر كند مگر در قلبش .
38. و ديدى كه : ثروت بسيار زياد در راه خشم خدا خرج گردد.
39. و ديدى كه : سردمداران به كافران نزديك شوند و از نيكوكاران دور شوند.
40. و ديدى كه : واليان در قضاوت رشوه بگيرند.
41. و ديدى كه : پستهاى مهم واليان براساس مزايده است نه براساس شايستگى .
42. و ديدى كه : مردم را از روى تهمت و يا سوءظن بكشند.
43. و ديدى كه : مرد بخاطر همبسترى با همسران خود مورد سرزنش قرار گيرد.
44. و ديدى كه : مرد از بدكارگى همسرش نان مى خورد.
45. و ديدى كه : زن بر شوهر نيست انجام مى دهد، و به شوهرش خرجى مى دهد.
46. و ديدى كه : مرد همسر و كنيزش را كرايه مى دهد و به غذاى پست (كه از اين راه بدست مى آورد) خشنود است .
47. و ديدى كه : سوگندهاى دروغ به خدا بسيار گردد.
48. و ديدى كه : آشكارا قمار بازى مى شود.
49. و ديدى كه : مشروبات الكلى بطور آشكار بدون مانع خريد و فروش مى شود.
50. و ديدى كه : زنان مسلمان خود را به كافر مى بخشند.
51. و ديدى كه : كارهاى زشت آشكار شده و هر كس از كنار آن مى گذرد مانع آن نمى شود.
52. و ديدى كه : مردم محترم، توسط كسى كه مردم از سلطنتش ترس دارند، خوار شوند.
53. و ديدى كه : نزديكترين مردم به فرمانداران آنانى هستند كه به ناسزاگوئى به ما خانواده عصمت عليهم السلام ستايش شوند.
54. و ديدى كه : هر كس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده و شهادتش را قبول نمی کنند.
55. و ديدى كه : در گفتن سخن باطل و دروغ، با همديگر رقابت كنند.
56. و ديدى كه : شنيدن سخن حق بر مردم سنگين است ولى شنيدن باطل برايشان آسان است .
57. و ديدى كه : همسايه از ترس زبان بد همسايه، او را احترام مى كند.
58. و ديدى كه : حدود الهى تعطيل شود و طبق هوى و هوس عمل شود.
59. و ديدى كه : مسجدها طلاكارى (زينت داده ( شود.
60. و ديدى كه : راستگوترين مردم نزد آنها مفتريان دروغگو است .
61. و ديدى كه : بدكارى آشكار شده و براى سخن چينى كوشش مى شود.
62. و ديدى كه : ستم و تجاوز شايع شده .
63. و ديدى كه : غيبت، سخن خوش آنها گردد، و بعضى بعض ديگر را به آن بشارت دهند.
64. و ديدى كه : حج و جهاد براى خدا نيست .
65. و ديدى كه : سلطان به خاطر كافر، شخص مؤمن را خوار كند.
66. و ديدى كه : خرابى بيشتر از آبادى است .
67. و ديدى كه : معاش انسان از كم فروشى بدست مى آيد.
68. و ديدى كه : خونريزى آسان گردد.
69. و ديدى كه : مرد بخاطر دنيايش رياست مى كند.
70. و ديدى كه : نماز را سبك شمارند.
71. و ديدى كه : انسان ثروت زيادى جمع كرده ولى از آغاز آن تا آخر زكاتش را نداده است .
72. و ديدى كه : قبر مرده ها را بشكافند و آنها را اذيت كنند.
73. و ديدى كه : هرج و مرج بسيار است .
74. و ديدى كه : مرد روز خود را مستى به شب مى رساند و شب خود را نيز به همين منوال به صبح برساند و هيچ اهميتى به برنامه مردم ندهد.
75. و ديدى كه : با حيوانات آميزش مى شود.
76. و ديدى كه : مرد به مسجد (محل نماز) مى رود وقتى برمى گردد لباس در بدن ندارد (لباسش را دزديده اند. و شاید منظور، کفش نمازگزاران باشد)
77. و ديدى كه : حيوانات همديگر را بدرند.
78. و ديدى كه : دلهاى مردم، سخت و ديدگانشان خشك و ياد خدا برايشان گران است .
79. و ديدى كه : بر سر كسبهاى حرام آشكارا، رقابت كنند.
80. و ديدى كه : نماز خوان براى خودنمائى نماز مى خواند.
81. و ديدى كه : فقيه براى دين، فقه نمى آموزد و طالب حرام، ستايش و احترام مى گردد.
82. و ديدى كه : مردم در اطراف قدرتمندانند.
83. و ديدى كه : طالب حلال، مذمت و سرزنش مى شود و طالب حرام ستايش و احترام مى گردد.
84. و ديدى كه : در مكه و مدينه كارهائى مى كنند كه خدا دوست ندارد و كسى از آن جلوگيرى نمى كند، و هيچ كس بين آنها و كارهاى بدشان مانع نمى شود.
85. و ديدى كه : آلات موسيقى و لهو در مدينه و مكه آشكار گردد.
86 - و ديدى كه : مرد سخن حق گويد و امر به معروف و نهى از منكر كند ولى ديگران او را از اين كار بر حذر مى دارند.
87- و ديدى كه : مردم به همديگر نگاه مى كنند، (به اصطلاح چشم و هم چشمى مى كنند) و از مردم بدكار پيروى نمايند.
87- و ديدى كه : راه نيك خالى و راه رونده ندارد.
88- و ديدى كه : مرده را مسخره كنند و كسى براى او اندوهگين نشود.
89- و ديدى كه : سال به سال بدعت و بديها بيشتر شود.
90- و ديدى كه : مردم و جمعيتها جز از سرمايه داران پيروى نكنند.
91- و ديدى كه : به فقير چيزى دهند كه برايش بخندند ولى در راه غير خدا ترحم كنند.
92- و ديدى كه : علائم آسمانى آشكار شود و كسى از آن نگران نشود.
93- و ديدى كه : مردم مانند حيوانات در انظار يكديگر عمل جنسى بجا مى آورند و كسى از ترس مردم از آن جلوگيرى نمى كند.
94- و ديدى كه : انسان در راه غير خدا بسيار خرج كند ولى در راه خدا از اندك هم مضايقه دارد.
95- و ديدى كه : عقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هيچ احترامى براى آنها قائل نيستند، بلكه نزد فرزند از همه بدترند.
96- و ديدى كه : زنها بر مسند حكومت بنشينند، و هيچ كارى جز خواسته آنها پيش نرود.
97- و ديدى كه : پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد، و پدر و مادرش را نفرين كند و از مرگشان شاد گردد.
98- و دیدى كه : اگر روزى بر مردى بگذرد ولى او در آن روز گناه بزرگى مانند بدكارى، كم فروشى، و زشتى انجام نداده، ناراحت است .
99- و ديدى كه : قدرتمندان ، غذاى عمومى مردم را احتكار كنند.
100- و ديدى كه : اموال حق خويشان پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم (خمس) در راه باطل تقسيم گردد، و با آن قماربازى و شرابخوارى شود.
101- و ديدى كه : به وسيله شراب، بيمار را مداوا كنند، و براى بهبودى بيمار آن را تجويز نمايند.
102- و ديدى كه : مردم در مورد امر به معروف و نهى از منكر و ترك دين بى تفاوت و يكسانند.
103- و ديدى كه : سر و صداى منافقان بر پا است ولى سر و صداى حق طلبان خاموش است .
104- و ديدى كه : براى اذان و نماز مزد مى گيرند.
105- و ديدى كه : مسجدها پر است از كسانى كه از خدا نترسند و غيبت هم نمايند.
106- و ديدى كه : شرابخوار مست، پيش نماز مردم شود.
107- و ديدى كه : خورندگان اموال يتيمان ستوده شوند.
108- و ديدى كه : قاضيان برخلاف دستور خداوند قضاوت كنند.
109- و ديدى كه : استانداران از روى طمع، خائنان را امين خود قرار دهند.
110- و ديدى كه : فرمانروايان، ميراث (مستضعفان) را در اختيار بدكاران از خدا بى خبر قرار دهند.
111- و ديدى كه : بر روى منبرها از پرهيزكارى سخن مى گويند ولى گويندگان آن پرهيزكار نيستند.
112- و ديدى كه : صدقه را با وساطت ديگران بدون رضاى خدا و بخاطر درخواست مردم بدهند.
113- وقتى كه ديدى : وقت (اول) نمازها را سبك بشمارند.
114- و ديدى كه : هم و هدف مردم، شكم و شهوتشان است .
115- و ديدى كه : دنيا به آنها روى كرده .
116- و ديدى كه : نشانه هاى برجسته حق، ويران شده است.